خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از زبان شاعری عاشق و دلشکسته بیان میشود. شاعر از عشق صادقانهاش میگوید اما از نبود دل و وفا در این عشق شکایت دارد. او از شکستن امیدها، عمر و حتی طلسم وفا سخن میگوید و جهان را مکانی میبیند که همه چیز در آن شکسته است. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویر شعری، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعری پیچیده، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد تا بتواند به درستی درک شود.
غزل ۳۰۶ - هست به دور تو عقل نام شکسته
هست به دور تو عقل نام شکسته
کار شکسته دلان تمام شکسته ۱
عشق تو بس صادق است آه که دل نیست
باده عجب راوق است و جام شکسته ۲
صبح امید مرا به تاختن هجر
برده و در تنگنای شام شکسته ۳
گوهر عمرم شکسته شد ز فراقت
ایمه به صد پاره شد کدام شکسته ۴
از تو وفا چون طلب کنم که در این عهد
هست طلسم وفا مدام شکسته ۵
زیر فلک نیست جنس و گر هست
هست به نوعی ز دهر نام شکسته ۶
گویی کی بینم من آسیای فلک را
آب زده، سنگ سوده، بام شکسته ۷
ای دل خاقانی از سخن چه گشاید
رو که شد اهل سخن تمام شکسته ۸
کار شکسته دلان تمام شکسته ۱
عشق تو بس صادق است آه که دل نیست
باده عجب راوق است و جام شکسته ۲
صبح امید مرا به تاختن هجر
برده و در تنگنای شام شکسته ۳
گوهر عمرم شکسته شد ز فراقت
ایمه به صد پاره شد کدام شکسته ۴
از تو وفا چون طلب کنم که در این عهد
هست طلسم وفا مدام شکسته ۵
زیر فلک نیست جنس و گر هست
هست به نوعی ز دهر نام شکسته ۶
گویی کی بینم من آسیای فلک را
آب زده، سنگ سوده، بام شکسته ۷
ای دل خاقانی از سخن چه گشاید
رو که شد اهل سخن تمام شکسته ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۵ - خیال روی توام غمگسار و روی تو نه
گوهر بعدی:غزل ۳۰۷ - در دستت اوفتادم چون مرغ پر بریده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.