خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به بیان دشواریها و ناامیدیهای زندگی میپردازد. شاعر از ناتوانی در کنترل زمان و عمر، بار سنگین غم و محنت، و ناامیدی از تغییر شرایط سخن میگوید. او به ناپایداری جهان و بیثباتی زندگی اشاره میکند و از دشواریهای راه و ناتوانی در تغییر سرنوشت مینالد.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. مفاهیمی مانند ناامیدی، ناپایداری جهان، و دشواریهای زندگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد.
غزل ۲۷۲ - دلا زارت برون نتوان نهادن
دلا زارت برون نتوان نهادن
قدم در موج خون نتوان نهادن ۱
بر اسب عمر هرای جوانی است
بر او زین سرنگون نتوان نهادن ۲
تو را هر دم غم صد ساله روزی است
ذخیره زین فزون نتوان نهادن ۳
به کتف عمر میکش بار محنت
که بر دهر حرون نتوان نهادن ۴
به نامت چون توان کرد ابلقی را
که داغش بر سرون نتوان نهادن ۵
در این منزل رصد جهان میستاند
گنه بر رهنمون نتوان نهادن ۶
خراب است آن جهان کاول تو دیدی
اساسی نو کنون نتوان نهادن ۷
به صد غم ریسمان جان گسسته است
غمی را پنبه چون نتوان نهادن ۸
دلی کز جنس برکندی نگهدار
که بر ناجنس و دون نتوان نهادن ۹
سرت خاقانیا در بیم راهی است
کز آنجا پی برون نتوان نهادن ۱۰
قدم در موج خون نتوان نهادن ۱
بر اسب عمر هرای جوانی است
بر او زین سرنگون نتوان نهادن ۲
تو را هر دم غم صد ساله روزی است
ذخیره زین فزون نتوان نهادن ۳
به کتف عمر میکش بار محنت
که بر دهر حرون نتوان نهادن ۴
به نامت چون توان کرد ابلقی را
که داغش بر سرون نتوان نهادن ۵
در این منزل رصد جهان میستاند
گنه بر رهنمون نتوان نهادن ۶
خراب است آن جهان کاول تو دیدی
اساسی نو کنون نتوان نهادن ۷
به صد غم ریسمان جان گسسته است
غمی را پنبه چون نتوان نهادن ۸
دلی کز جنس برکندی نگهدار
که بر ناجنس و دون نتوان نهادن ۹
سرت خاقانیا در بیم راهی است
کز آنجا پی برون نتوان نهادن ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۱ - از گلستان وصل نسیمی شنیدهام
گوهر بعدی:غزل ۲۷۳ - خرمی کان فلک دهد غم دان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.