خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و علاقه شدید خود به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه این عشق بر تمام وجودش تأثیر گذاشته است. او از درد هجران و جدایی می‌نالد و از غیرت و حسادت خود نسبت به دیگران سخن می‌گوید. همچنین، شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر آن بر زندگی خود می‌گوید.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غیرت و حسادت نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری برای درک کامل دارند.

مشاهده کامل

غزل ۲۵۵ - خوش خوش از عشق تو جانی می‌کنم

خوش خوش از عشق تو جانی می‌کنم
وز گهر در دیده کانی می‌کنم ۱

بر سر عقل آستینی می‌زنم
از در صبر آستانی می‌کنم ۲

هر که از غیر تو لافی می‌زند
از سر غیرت جهانی می‌کنم ۳

تا دلم کردی نشان تیر هجر
صد خدنگ از هر نشانی می‌کنم ۴

تا سنان انداز شد مژگان تو
هر دم از سینه سنانی می‌کنم ۵

مار ضحاک است زلفت کز غمش
قصر شادی هر زمانی می‌کنم ۶

در تن خویش از برای قوت او
مغزی از هر استخوانی می‌کنم ۷

بر نگین جان خاقانی مقیم
مهر مهر مهربانی می‌کنم ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۴ - ای جفت دل من از تو فردم
گوهر بعدی:غزل ۲۵۶ - من در طلب یارم ز اغیار نیندیشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.