خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق به باده و می‌گساری سخن می‌گوید و از زهد و صلاح دوری می‌جوید. او از گذر سریع عمر و لذت‌های زودگذر زندگی سخن می‌گوید و از می به عنوان نمادی از شادی و لذت یاد می‌کند. شاعر همچنین از مفاهیم عرفانی و فلسفی مانند گذر عمر و انتخاب بین زهد و لذت استفاده می‌کند.

این متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به می‌گساری و لذت‌گرایی ممکن است برای سنین پایین‌تر مناسب نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۹۵ - حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار

حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار
سرم کدو چکنی یک کدوی باده بیار ۱

دو قبله نیست روا، یا صلاح یا باده
سر صلاح ندارم سبوی باده بیار ۲

به صبح و شام که گلگونه‌ای و غالیه‌ای است
مرا فریب مده رنگ و بوی باده بیار ۳

عنان شاهد دل گیر و دست پیر خرد
ز راه زهد بگردان به کوی باده بیار ۴

ببین که عمر گریبان دریده می‌گذرد
بگیر دامنش از ره بسوی باده بیار ۵

منادیان قدح را به جان زنم لبیک
چو من حریفی لبیک گوی باده بیار ۶

صبح گویم، سبوح گوی چون باشم
چو من ملامتیی رخصه جوی باده بیار ۷

به جویبار بهشتت چه کار خاقانی
دل تو باغ بهشت است جوی باده بیار ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۴ - رحم کن رحم، نظر باز مگیر
گوهر بعدی:غزل ۱۹۶ - آن خال جو سنگش ببین، آن روی گندمگون نگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.