خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن به بیان ناامیدی و یأس از رفتار ناشایست دیگران می‌پردازد. شاعر از جفاکاری و بی‌وفایی اطرافیان شکایت کرده و تأکید می‌کند که از افراد بدطینت انتظار نیکی بیهوده است. همچنین، او به دنبال یاری از دوستان نادرست نیست و به خواننده توصیه می‌کند که به جای اتکا به دیگران، به خود متکی باشد.

این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، موضوعاتی مانند ناامیدی و یأس ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین و نامناسب باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۶۰ - ز خوبان جز جفاکاری نیاید

ز خوبان جز جفاکاری نیاید
ز بدعهدان وفاداری نیاید ۱

ز ایام و ز هرک ایام پرورد
به نسبت جز جفاکاری نیاید ۲

ز خوبان هرکه را بیش آزمائی
ازو جز زشت کرداری نیاید ۳

ز نیکان گر بدی جوئی توان یافت
ز بد گر نیکی انگاری نیاید ۴

ز می سرکه توان کردن ولیکن
ز سرکه می طمع داری نیاید ۵

دلا یاری مجوی از یار بدعهد
کزان خون‌خواره غم‌خواری نیاید ۶

پری را ماند آن بی‌شرم اگرنه
ز مردم مردم‌آزاری نیاید ۷

به ناله یار خاقانی شو ای دل
که از یاران تو را یاری نیاید ۸

چه سود از ناله کاندر چشم بختت
ز نفخ صور بیداری نیاید ۹

تو یاری از حریفان تا نجوئی
کز ایشان خود به جز ماری نیاید ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۹ - ماه را با نور رویش بیش مقداری نماند
گوهر بعدی:غزل ۱۶۱ - خار غم تو گل طرب دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.