خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به زیباییهای عشق و فداکاری در راه معشوق اشاره دارد. عشق به عنوان نیرویی توصیف شده که جان و عقل را تحت تأثیر قرار میدهد و عاشق واقعی کسی است که همه چیز را بدون انتظار میبخشد. همچنین، عشق به عنوان نیرویی قدرتمند که جهان را تحت کنترل خود دارد، توصیف شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۲۴ - لب جانان دوای جان بخشد
لب جانان دوای جان بخشد
درد از آن لب ستان که آن بخشد ۱
عشق میگون لبش به می ماند
عقل بستاند ارچه جان بخشد ۲
دیت آن را که سر برد به شکر
هم ز لعل شکرفشان بخشد ۳
عاشق آن نیست کو به بوی وصال
هستی خود به دلستان بخشد ۴
عاشق آن است کو به ترک مراد
هرچه هستی است رایگان بخشد ۵
دو جهان را دو شاخ گل داند
دسته بندد به دلستان بخشد ۶
شه سواری است عشق خاقانی
کز سر مقرعه جهان بخشد ۷
درد از آن لب ستان که آن بخشد ۱
عشق میگون لبش به می ماند
عقل بستاند ارچه جان بخشد ۲
دیت آن را که سر برد به شکر
هم ز لعل شکرفشان بخشد ۳
عاشق آن نیست کو به بوی وصال
هستی خود به دلستان بخشد ۴
عاشق آن است کو به ترک مراد
هرچه هستی است رایگان بخشد ۵
دو جهان را دو شاخ گل داند
دسته بندد به دلستان بخشد ۶
شه سواری است عشق خاقانی
کز سر مقرعه جهان بخشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۳ - دل از آن راحت جان نشکیبد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۵ - اول از خود بری توانم شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.