خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و تأثیرات آن بر روح و جسم سخن میگوید. او از درد و رنجی که عشق به همراه دارد صحبت میکند و از تأثیرات عمیق آن بر قلب و جان خود مینالد. شاعر همچنین از زیبایی و جذابیت معشوق خود یاد میکند و از آرزوهایش برای نزدیکی به او سخن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۱۲۲ - لعلت اندر سخن شکر خاید
لعلت اندر سخن شکر خاید
رویت انگشت بر قمر خاید ۱
هر که با یاد تو شرنگ خورد
همچنان دان که نیشکر خاید ۲
هر که او پای بست روی تو شد
پشت دست از نهیب سرخاید ۳
مرکب جان به مرغزار غمت
بدل سبزه عود تر خاید ۴
بنده تا دید سیم دندانت
لب همه ز آرزوی زر خاید ۵
عشقت آن اژدهاست در تن من
که دلم درد و جگر خاید ۶
گوش کن حسب حال خاقانی
گرچه او ژاژ بیشتر خاید ۷
رویت انگشت بر قمر خاید ۱
هر که با یاد تو شرنگ خورد
همچنان دان که نیشکر خاید ۲
هر که او پای بست روی تو شد
پشت دست از نهیب سرخاید ۳
مرکب جان به مرغزار غمت
بدل سبزه عود تر خاید ۴
بنده تا دید سیم دندانت
لب همه ز آرزوی زر خاید ۵
عشقت آن اژدهاست در تن من
که دلم درد و جگر خاید ۶
گوش کن حسب حال خاقانی
گرچه او ژاژ بیشتر خاید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۱ - دل رفت و میندانم حالش که خود کجا شد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۳ - دل از آن راحت جان نشکیبد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.