خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر به زیبایی و کمال معشوق خود اشاره میکند و بیان میدارد که حتی آفتاب و ماه نیز در برابر جمال معشوق ناتوان هستند. شاعر همچنین از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید و آرزو میکند که حتی در رویا نیز به وصال معشوق برسد.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۰۶ - ذره نماید آفتاب ار به جمال تو رسد
ذره نماید آفتاب ار به جمال تو رسد
عین کمال خسته باد ار به کمال تو رسد ۱
ماه منی و ماه را چرخ فدای تو دهد
گر به دیار دشمنان وقت زوال تو رسد ۲
چشم زمانه را فلک میل زوال درکشد
گر نظر گزند او سوی جمال تو رسد ۳
یافتن وصال تو کار نه چون منی بود
دولت دیگری طلب کو به وصال تو رسد ۴
چشم من ار هزار سال از پی روی تو دود
گر برسد به عاقبت هم به خیال تو رسد ۵
دیدهٔ خاقنی اگر لاف جمال تو زند
کس نکند قبول ازو کان به مثال تو رسد ۶
عین کمال خسته باد ار به کمال تو رسد ۱
ماه منی و ماه را چرخ فدای تو دهد
گر به دیار دشمنان وقت زوال تو رسد ۲
چشم زمانه را فلک میل زوال درکشد
گر نظر گزند او سوی جمال تو رسد ۳
یافتن وصال تو کار نه چون منی بود
دولت دیگری طلب کو به وصال تو رسد ۴
چشم من ار هزار سال از پی روی تو دود
گر برسد به عاقبت هم به خیال تو رسد ۵
دیدهٔ خاقنی اگر لاف جمال تو زند
کس نکند قبول ازو کان به مثال تو رسد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۵ - خوی او از خامکاری کم نکرد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۷ - حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.