خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر عشق عمیق و اندوه ناشی از هجران معشوق است. شاعر از درد فراق و ناتوانی در تحمل دوری سخن میگوید و از عشق به عنوان نیرویی یاد میکند که تنها درد و دریغ به همراه دارد. او همچنین از ناامیدی و بیقراری روح خود در غیاب معشوق میگوید و آرزو میکند که با لطف معشوق، آرامش به او بازگردد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۰۳ - عشق تو به هر دلی فرو ناید
عشق تو به هر دلی فرو ناید
و اندوه تو هر تنی نفرساید ۱
در کتم عدم هنوز موقوف است
آن سینه که سوزش تو را شاید ۲
از هجر تو ایمنم چو میدانم
کو دست به خون من نیالاید ۳
با خوی تو صورتم نمیبندد
کز عشق تو جز دریغ برناید ۴
با دستان غم تو میسازم
گر ناز تو زخمه در نیفزاید ۵
آن میکنی از جفا که لاتسل
تا کیست که گوید این نمیشاید ۶
ز اندیشهٔ تو قرار من رفته است
گر لطف کنی قرار باز آید ۷
چون طشت میان تهی است خاقانی
زان راحتها که روح را باید ۸
چون زخم رسد به طشت بخروشد
انشگت بر او نهی بیاساید ۹
و اندوه تو هر تنی نفرساید ۱
در کتم عدم هنوز موقوف است
آن سینه که سوزش تو را شاید ۲
از هجر تو ایمنم چو میدانم
کو دست به خون من نیالاید ۳
با خوی تو صورتم نمیبندد
کز عشق تو جز دریغ برناید ۴
با دستان غم تو میسازم
گر ناز تو زخمه در نیفزاید ۵
آن میکنی از جفا که لاتسل
تا کیست که گوید این نمیشاید ۶
ز اندیشهٔ تو قرار من رفته است
گر لطف کنی قرار باز آید ۷
چون طشت میان تهی است خاقانی
زان راحتها که روح را باید ۸
چون زخم رسد به طشت بخروشد
انشگت بر او نهی بیاساید ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۲ - نگارینا به صحرا رو که صحرا حله میپوشد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۴ - فروغ جمالت نظر برنتابد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.