خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوع عشق و عاشقی میپردازد و بیان میکند که عاشقان جز معشوق خود به کسی دیگر توجه ندارند و در راه عشق از هیچ چیز نمیهراسند. همچنین، عقل در برابر عشق ناتوان است و عاشقان در مملکت عشق شریک نمیپذیرند. متن تأکید میکند که بدون عشق، زندگی معنایی ندارد و عاشقان تنها در حریم معشوق پرواز میکنند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، مفاهیم عشق و عاشقی مطرح شده در متن ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۱۰۱ - عشاق به جز یار سر انداز نخواهند
عشاق به جز یار سر انداز نخواهند
خوبان به جز از عاشق جانباز نخواهند ۱
تا عشق بود عقل روا نیست که مردان
در مملکت عاشقی انباز نخواهند ۲
آنان که چو من بی پر و پروانهٔ عشقند
جز در حرم جانان پرواز نخواهند ۳
بیداد از آن جزع جهانسوز نبینند
فریاد از آن لعل جهانساز نخواهند ۴
گر کشت مرا غمزهٔ غمازش زنهار
تا خونم از آن غمزهٔ غماز نخواهند ۵
در مذهب عشاق چنان است شریعت
کان را که بکشتند دیت باز نخواهند ۶
بیعشق ز خاقانی چیزی نگشاید
بیوصل گل، از بلبل آواز نخواهند ۷
خوبان به جز از عاشق جانباز نخواهند ۱
تا عشق بود عقل روا نیست که مردان
در مملکت عاشقی انباز نخواهند ۲
آنان که چو من بی پر و پروانهٔ عشقند
جز در حرم جانان پرواز نخواهند ۳
بیداد از آن جزع جهانسوز نبینند
فریاد از آن لعل جهانساز نخواهند ۴
گر کشت مرا غمزهٔ غمازش زنهار
تا خونم از آن غمزهٔ غماز نخواهند ۵
در مذهب عشاق چنان است شریعت
کان را که بکشتند دیت باز نخواهند ۶
بیعشق ز خاقانی چیزی نگشاید
بیوصل گل، از بلبل آواز نخواهند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۰ - هر زمانی بر دلم باری رسد
گوهر بعدی:غزل ۱۰۲ - نگارینا به صحرا رو که صحرا حله میپوشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.