خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر عشق عمیق و غیرارادی شاعر است که به عنوان یک احساس ضروری و بیزوال در وجود او جای گرفته است. شاعر از ناتوانی در رسیدن به معشوق و تأثیرات عمیق این عشق بر روح و روان خود سخن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و مفاهیم عرفانی دارد.
غزل ۸۲ - علم عشق عالی افتاده است
علم عشق عالی افتاده است
کیسهٔ صبر خالی افتاده است ۱
اختیاری نبود عشق مرا
که ضروری و حالی افتاده است ۲
اختر عشق را به طالع من
صفت بیزوالی افتاده است ۳
دست بر شاخ وصل او نرسد
ز آنکه در اصل عالی افتاده است ۴
خوش بخندم چو زلف او بینم
زآنکه شکلش هلالی افتاده است ۵
هرچه دارد ضمیر خاقانی
در غمش حسب حالی افتاده است ۶
کیسهٔ صبر خالی افتاده است ۱
اختیاری نبود عشق مرا
که ضروری و حالی افتاده است ۲
اختر عشق را به طالع من
صفت بیزوالی افتاده است ۳
دست بر شاخ وصل او نرسد
ز آنکه در اصل عالی افتاده است ۴
خوش بخندم چو زلف او بینم
زآنکه شکلش هلالی افتاده است ۵
هرچه دارد ضمیر خاقانی
در غمش حسب حالی افتاده است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۱ - بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آیمت
گوهر بعدی:غزل ۸۳ - فلک در نیکوئی انصاف دادت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.