خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از بدبختی و ناکامیهای خود سخن میگوید و از ناعادلانه بودن جهان و بیعدالتیهای اجتماعی شکایت میکند. او به نابرابریهای اجتماعی و رفتارهای ناشایست افراد قدرتمند اشاره میکند و از این که ارزشهای اخلاقی و کرامت انسانی در جامعه نادیده گرفته میشود، ابراز ناراحتی میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق اجتماعی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم انتقادی و تاریخی دارد. همچنین، برخی از عبارات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده و نامفهوم باشد.
غزل ۳۳ - بخت بدرنگ من امروز گم است
بخت بدرنگ من امروز گم است
یارب این رنگ سواد از چه خم است ۱
دلدل دل ز سر خندق غم
چون جهانم که بس افکنده سم است ۲
با من امروز فلک را به جفا
آشتی نیست همه اشتلم است ۳
شد چو کشتی به کژی کار فلک
که عنانش محل پاردم است ۴
دولت امروز زن و خادم راست
کاین امیر ری و آن شاه قم است ۵
هر که را نعمت و مال آمد و جاه
سفلگی را بعهم کلبهم است ۶
تا به درگاه خدا داری روی
زر آلوده سگ حلقه دم است ۷
باز چون بر در خلق افتد کار
زر بر سفله خدای دوم است ۸
این کرم جستن خاقانی چیست
که کرم در همه آفاق گم است ۹
یارب این رنگ سواد از چه خم است ۱
دلدل دل ز سر خندق غم
چون جهانم که بس افکنده سم است ۲
با من امروز فلک را به جفا
آشتی نیست همه اشتلم است ۳
شد چو کشتی به کژی کار فلک
که عنانش محل پاردم است ۴
دولت امروز زن و خادم راست
کاین امیر ری و آن شاه قم است ۵
هر که را نعمت و مال آمد و جاه
سفلگی را بعهم کلبهم است ۶
تا به درگاه خدا داری روی
زر آلوده سگ حلقه دم است ۷
باز چون بر در خلق افتد کار
زر بر سفله خدای دوم است ۸
این کرم جستن خاقانی چیست
که کرم در همه آفاق گم است ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲ - حصن جان ساز در جهان خلوت
گوهر بعدی:غزل ۳۴ - طره مفشان که غرامت بر ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.