خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از مخاطب می‌خواهد به دنبال ارزش‌های والا مانند وفا، دانش، و دوستی‌های اصیل باشد. شاعر توصیه می‌کند که از محدودیت‌های جغرافیایی و خانوادگی فراتر رود و به دنبال حقیقت و خیر در جای‌جای جهان باشد. همچنین، از مخاطب می‌خواهد که از تجربیات گذشته درس بگیرد و به دنبال بهبود و رشد شخصی باشد.

این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اشارات تاریخی و ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۳ - سر به عدم درنه و یاران طلب

سر به عدم درنه و یاران طلب
بوی وفا خواهی ازیشان طلب ۱

بر سر عالم شو و هم جنس جوی
در تک دریا رو و مرجان طلب ۲

مرکز خاکی نبود جای تو
مرتبهٔ گنبد گردان طلب ۳

مائدهٔ جان چو نهی در میان
جان به میانجی نه و مهمان طلب ۴

روی زمین خیل شیاطین گرفت
شمع برافروز و سلیمان طلب ۵

ای دل خاقانی مجروح خیز
اهل به دست آور و درمان طلب ۶

زهر سفر نوش کن اول چو خضر
پس برو و چشمهٔ حیوان طلب ۷

خطهٔ شروان نشود خیروان
خیر برون از خط شروان طلب ۸

سنگ به قرابهٔ خویشان فکن
خویش و قرابات دگرسان طلب ۹

یوسف دیدی که ز اخوة چه دید
پشت بر اخوة کن و اخوان طلب ۱۰

مشرب شروان ز نهنگان پر است
آبخور آسان به خراسان طلب ۱۱

روی به دریا نه و چون بگذری
در طبرستان طربستان طلب ۱۲

مقصد آمال ز آمل شناس
یوسف گم کرده به گرگان طلب ۱۳
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۳ ۶۴۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲ - درد زده است جان من میوهٔ جان من کجا
گوهر بعدی:غزل ۱۴ - گر مدعی نه‌ای غم جانان به جان طلب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.