خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از بیوفایی و جفای معشوق شکایت میکند و بیان میکند که با وجود تمام تلاشها و فداکاریهایش، معشوق به او بیاعتنایی کرده و از او دوری گزیده است. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که معشوق به جای قدردانی از عشق و وفاداری او، با حیله و نیرنگ رفتار کرده است.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیدهی ادبیات کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
قطعه ۵ - ای ترک حق نعمت عاشق شناختی
ای ترک حق نعمت عاشق شناختی
رفتی و ساختی ز جفا هر چه ساختی ۱
کردار من به پای سپردی و کوفتی
گرد هوای خویش گرفتی و تاختی ۲
با تو به دل چنانکه توان ساخت ساختم
بر من ز حیله هر چه توان باخت باختی ۳
نتوانی ای نگارین گفتن مرا که تو
از بندگان خویش مرا کم نواختی ۴
گویا حدیث ما و تو گفت، ای بت، آنکه گفت:
«ای حقشناس! رو که نکو حق شناختی» ۵
رفتی و ساختی ز جفا هر چه ساختی ۱
کردار من به پای سپردی و کوفتی
گرد هوای خویش گرفتی و تاختی ۲
با تو به دل چنانکه توان ساخت ساختم
بر من ز حیله هر چه توان باخت باختی ۳
نتوانی ای نگارین گفتن مرا که تو
از بندگان خویش مرا کم نواختی ۴
گویا حدیث ما و تو گفت، ای بت، آنکه گفت:
«ای حقشناس! رو که نکو حق شناختی» ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۴ - ای جهانی ز تو به آزادی
گوهر بعدی:قطعه ۶ - ندهم دل به دست تو ندهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.