خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که به نظر میرسد گفتوگویی بین دو شخصیت به نامهای «آقای جمعه» و «مزیّر» را به تصویر میکشد. در این گفتوگو، هر یک از شخصیتها به شیوهای شاعرانه و احتمالاً با استفاده از اصطلاحات محلی یا استعاری صحبت میکنند. موضوعات مطرحشده شامل طبیعت (مانند فصل پاییز)، اشارات مذهبی (زائر)، و احتمالاً طنز یا کنایههای اجتماعی است.
این متن به دلیل استفاده از زبان شاعرانه، اصطلاحات محلی یا استعاری، و احتمالاً کنایههای اجتماعی، برای کودکان قابل درک نخواهد بود. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند مفاهیم نهفته در آن را تحلیل کنند.
شماره ۱۳۴ - ویهار و ویهار و همه جا ویهاره
ویهار و ویهار و همه جا ویهاره
آقای جمعه یتّا، مزیّر چهاره ۱
آقا گنه: این آیش تنه زوارهز
مزیّر گنه: آقا! مه سرچنّه خرواره ۲
پئیز آقا گیر نه انجیلی لیفاره
مزیّر ورکسی پرّنه بینج کوپاره ۳
شونه مرزِ سرْ، ونگْ کنّه شه خِداره
تیل بخرده لینگِ هسّکا دیاره ۴
آقای جمعه یتّا، مزیّر چهاره ۱
آقا گنه: این آیش تنه زوارهز
مزیّر گنه: آقا! مه سرچنّه خرواره ۲
پئیز آقا گیر نه انجیلی لیفاره
مزیّر ورکسی پرّنه بینج کوپاره ۳
شونه مرزِ سرْ، ونگْ کنّه شه خِداره
تیل بخرده لینگِ هسّکا دیاره ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۳ - سی وار مره جنگ کردی، منه خونکار تو
گوهر بعدی:شماره ۱۳۵ - ته دولتْ خورْآسٰا، اسٰا تابَندوُئِهْ،
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.