خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عاشقانه و توصیفی است که در آن شاعر از احساسات خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او از طبیعت و عناصری مانند گندم، بینج، کوه و دشت برای بیان عمق احساساتش استفاده میکند و تأکید میکند که بدون معشوق، زندگی برایش معنایی ندارد.
این شعر دارای مفاهیم عاطفی و عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شاعرانه و استعارههای طبیعی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی احساسی داشته باشد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱۵۱ - خجیره کیجا، هیٰا هیٰا شُومّی کو
خجیره کیجا، هیٰا هیٰا شُومّی کو
گندم به دِرُو، بینج بَنِشٰا شومّی کو ۱
کره سنگه دشت، بارگیرمه خاطِر تو
اراده به کوه دارمه، نَشُومَهْ بی تو ۲
گندم به دِرُو، بینج بَنِشٰا شومّی کو ۱
کره سنگه دشت، بارگیرمه خاطِر تو
اراده به کوه دارمه، نَشُومَهْ بی تو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۰ - سه چیز به دَنی، دِلهاره آوره سُو
گوهر بعدی:شماره ۱۵۲ - امیر گنه: دشت پازوار خجیره
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.