متن بالا به دو بخش اصلی تقسیم میشود. بخش اول دربارهٔ نامهای است که از غزنین رسیده و تغییراتی در مناصب اداری و سیاسی شرح داده میشود، از جمله انتقال شغل برید از بوالقاسم به حسین پسر عبدالله دبیر. بخش دوم به توصیف وضعیت هزیمتیان (فراریان از جنگ) و واکنش امیر به آنها میپردازد، همچنین به شکستهای پادشاه و تأثیرات آن اشاره میکند. در نهایت، متن به بحث دربارهٔ تقدیر و نقش خداوند در وقایع میپردازد.
متن شامل مفاهیم سیاسی، تاریخی و مذهبی است که ممکن است برای خوانندگان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی عبارات و مفاهیم مانند شکست در جنگ و تقدیر نیاز به درک عمیقتری از زمینههای فرهنگی و تاریخی دارند.
بخش ۳۴ - باز آمدن هزیمتیان
[بازگشت هزیمتیان]
و پس ازین هزیمتیان آمدن گرفتند، و بر هر راهی میآمدند، شکسته دل و شرم زده . و امیر فرمود تا ایشان را دل دادند و آنچه رفت بقضا بازبستند . و با مقدّمان امیر بمشافهه عتابهای درشت میکرد مخالفت کردن سالار را و ایشان عذر میباز- نمودند . و از حاجب نوشتگین و لوالجی شنودم که پیش خواجه بونصر میگفت که وی را تنها دو بار هزار هزار درم زیادت شده است . و سالار بگتغدی نیز بیامد و حال بمشافهه بازنمود با امیر و گفت: اگر مقدّمان نافرمانی نکردندی، همه ترکستان را بدین لشکر بتوانستمی زد . امیر گفت: رضی اللّه عنه، که ما را این حال مقرّر گشته است و خدمت و مناصحت تو ظاهر گشته است. و غلامانسرایی نیز دررسیدند شکسته و بسته امّا بیشتر همه سوار .
و این نخست وهنی بود بزرگ که این پادشاه را افتاد. و پس ازین وهن بر وهن بود تا خاتمت که شهادت یافت و ازین جهان فریبنده با درد و دریغ رفت، چنانکه شرح کنم همه را بجایهای خویش، ان شاء اللّه عزّ و جلّ . و چگونه دفع توانستی کرد قضای آمده را که در علم غیب چنان بود که سلجوقیان بدین محل خواهند رسید، یَفْعَلُ اللَّهُ ما یَشاءُ و یَحْکُمُ ما یُرِیدُ . و دولت همه اتّفاق خوب است و کتب سیر و اخبار بباید خواند که عجائب و نوادر بسیار است و بسیار بوده است ازین گونه، تا زود زود زبانفرا این پادشاه محتشم دراز کرده نیاید و عجزی بدو بازبسته نشود، هر چند درو استبدادی قوی بود و خطاها رفتی در تدبیرها ولکن آن همه از ایزد، عزّ ذکره، باید دانست که هیچ بنده بخویشتن بد نخواهد. و پس از آن که این جنگ ببود، همه حدیث ازین میگفت و با عارض بوالفتح رازی تنگدلی میکرد و لشکر را مینواخت و کارهای ایشان میبازجست خاصّه از آن این قوم که بجنگ رفته بودند که بیشتر آن بودند که ساز و ستوران از دست ایشان بشده بود.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.