در این متن تاریخی، خبر حمله پسر یغمر ترکمان و دیگر ترکمانان به مناطق اسلامی نقل شده است. امیر دستوراتی برای مقابله با این حمله صادر میکند، از جمله اعزام سپاه به مناطق مختلف مانند طوس، سرخس و دهستان. همچنین، نامههایی برای هشدار و آمادهباش به مناطق دیگر فرستاده میشود. بخش دیگری از متن به مکاتبات و روابط دیپلماتیک بین شخصیتهای مهم مانند خواجه احمد عبدالصمد و بونصر مشکان میپردازد که شامل ارسال هدایا و نامههای محترمانه است.
متن دارای محتوای تاریخی و سیاسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به درگیریهای نظامی و مفاهیم دیپلماتیک نیازمند درک نسبتاً بالایی از زمینه تاریخی و اجتماعی دارد.
بخش ۳۶ - جواب نامهٔ احمد عبدالصمد
و خیلتاش مسرع که بخوارزم رفته بود نزدیک خواجه احمد عبد الصّمد جواب نامه بازآورد و گفت: مرا دو روز نگاه داشت و اسبی قیمتی و بیستتا جامه و بیست هزار درم بخشید و گفت بر اثر بسه روز حرکت کنم. و جواب نامه برین جمله بود که «فرمان عالی رسید بخطّ خواجه بونصر مشکان آراسته بتوقیع و درج آن ملطّفه بخطّ عالی، و بنده آن را بر سر و چشم نهاد . و بونصر مشکان نیز ملطّفهیی نبشته بود بفرمان عالی و سخنی در گوش بنده افگنده که از آن سخت بشکوهید بدان سبب که چیزی شنود که نه بابت اوست و هرگز بخاطر نگذشته است و خویشتن را محلّ آن نداند.
خیلتاش را بازگردانید و این شغل را که بنده میراند ببونصر برغشی مفوّض خواهد کرد که مردی کافی و پسندیده است. و هرون سخت خردمند و خویشتندار است، ان شاء اللّه تعالی که در غیبت بنده همچنین بماند. و عبد الجبّار را با خویشتن میآرد بنده بر حکم فرمان عالی تا پخته بازگردد و سعادت خدمت درگاه عالی یافته . بنده بر اثر خیلتاش بسه روز ازینجا برود تا بزودی بدرگاه عالی رسد.» و جواب استادم نبشته بود هم بمخاطبه معتاد : الشّیخ الجلیل السّید ابی نصر بن مشکان، احمد عبد الصّمد صغیره و وضیعه، و با وی سخن بسیار با تواضع رانده، چنانکه بونصر از آن شگفت داشت و گفت «تمام مردی است این مهتر، وی را شناخته بودم امّا ندانستم که تا این جایگاه است» و نامهها بنزدیک امیر برد.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.