نویسنده در این متن به توصیف حالت عرفانی و روحانی خود در ارتباط با خداوند میپردازد. او احساس میکند که در حضور خداوند نشسته و با صدها هزار ثنا و دعا او را میستاید. این حالات را با موسیقی و عشق به معشوق مقایسه میکند و بیان میکند که نگاهش به زیباییها و جمال الهی، سبب سلامت تن و روح اوست. در ادامه، او به توصیف صحنههایی از قهر و لطف الهی میپردد و میبیند که روحها همگی به سوی خداوند پرواز میکنند و کالبدها مانند بستانی هستند که خداوند آن را با آب و هوا و رنگ و بو زنده نگه میدارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی خوانشی دارد که معمولاً در نوجوانان بالای 16 سال یافت میشود.
فصل ۴
و میبینم که اللّه هر ساعتی پیالهٔ نظر مرا پر از شرابی میکند و من به وجهِ کریم او نوش میکنم در میان این پوست و گوشت. و در هر صاحب جمالی که نظر کنم، اللّه اجزای مرا از آن مزه پر میکند، چنانکه همه اجزام میشکفد؛ و اینچنین نظر سبب صحّت تن است، اما عزم کردن به چیزی دیگر جان کندن است و نقصانِ تن است. اکنون این خبث را از میانه پاک کنم و دگرها را نوش کنم.
باز در گوشهٔ دامن عرصهٔ قهرِ اللّه مینگریستم، صد هزار سر میدیدم از تنه برداشته و پیوند از پیوند جدا کرده، و از رویِ دیگر میبینم صد هزار رود و جامها و اغانی و بیت و غزلها و بر گوشه دیگر صد هزار خدمتکار رقّاص با وجد ایستاده و گل دستههای جان را از روضهٔ انس به دستِ هر کالبدی بازداده، و میدیدم که همه روحها همین جزو لا یتجزّی بیش نیستند و همه پران شدهاند و بر اللّه مینشینند و از اللّه میخیزند و از اللّه میپرند همچون ذرایر در ضوء اللّه بیقرار باشند.
و میدیدم که کالبدها همچون بستانیست که اللّه آن را آب و هوا و رنگ و بوی میدهد، و کالبد چون گدایان چشم باز نهاده باشند که تا اللّه آثار راحتها از کجا بفرستد
و اللّه اعلم.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.