خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر درد و رنج عشق یکسویه است. شاعر از سوختن مانند پروانه در راه معشوق، از دست دادن جان به خاطر عشق، و دریافت جفا به جای وفا سخن میگوید. او خود را مقتول عشق و معشوق را قاتل خود میداند و اشاره میکند که منزلش اکنون فراتر از این جهان است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههایی مانند قاتل و مقتول ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، تمهای عاطفی شدید و درد عشق در این شعر برای سنین بالاتر مناسبتر است.
شماره ۹۵ - چو بسمل کردی و بردی دل من
چو بسمل کردی و بردی دل من
بیا باری بگو کو بسمل من ۱
رود جان از بدن بیرون ز مهرت
نخواهد رفت بیرون از دل من ۲
چو پروانه همه بال و پرم سوخت
رخت کان نیست شمع محفل من ۳
شود تا قابل افتادت مقابل
چه آئینه دل ناقابل من ۴
محبت دادم و محنت گرفتم
وفا کشتم جفا شد حاصل من ۵
ندانی قاتل و مقتول اگر کیست
منم مقتول و عشقت قاتل من ۶
مپرس از منزلم اکنون که چون نور
برونست از دو عالم منزل من ۷
بیا باری بگو کو بسمل من ۱
رود جان از بدن بیرون ز مهرت
نخواهد رفت بیرون از دل من ۲
چو پروانه همه بال و پرم سوخت
رخت کان نیست شمع محفل من ۳
شود تا قابل افتادت مقابل
چه آئینه دل ناقابل من ۴
محبت دادم و محنت گرفتم
وفا کشتم جفا شد حاصل من ۵
ندانی قاتل و مقتول اگر کیست
منم مقتول و عشقت قاتل من ۶
مپرس از منزلم اکنون که چون نور
برونست از دو عالم منزل من ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۴ - ندانم آخر از داغ دل من
گوهر بعدی:شماره ۹۶ - نه تنها منزل او شد دل من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.