خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر به توصیف نور و روشناییای میپردازد که از معشوق ساطع میشود و جهان را روشن میکند. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند ماه، آفتاب، شمع، و لاله، تأثیر نور معشوق را بر جان و جهان بیان میکند و عشق خود را به او ابراز میدارد.
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۹۳ - ای ز نور تو چشم جان روشن
ای ز نور تو چشم جان روشن
جان چو باشد همه جهان روشن ۱
گرنه شب از رخت بتابد نور
کی شود ماه آسمان روشن ۲
آفتاب فلک هم از رویت
کرده روز جهانیان روشن ۳
وصف روی تو کرده در مجمع
تا شده شمع را زبان روشن ۴
بین چراغان لاله از رویت
هر سحرگه ببوستان روشن ۵
باشد آئینه سان ز عکس رخت
دلم ای دوست جاودان روشن ۶
از رخت نور تو تجلی کرد
شد زمین روشن و زمان روشن ۷
جان چو باشد همه جهان روشن ۱
گرنه شب از رخت بتابد نور
کی شود ماه آسمان روشن ۲
آفتاب فلک هم از رویت
کرده روز جهانیان روشن ۳
وصف روی تو کرده در مجمع
تا شده شمع را زبان روشن ۴
بین چراغان لاله از رویت
هر سحرگه ببوستان روشن ۵
باشد آئینه سان ز عکس رخت
دلم ای دوست جاودان روشن ۶
از رخت نور تو تجلی کرد
شد زمین روشن و زمان روشن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲ - بیا که تشنه لعلت چو آب یاقوتم
گوهر بعدی:شماره ۹۴ - ندانم آخر از داغ دل من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.