خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر ابراز میکند که جز معشوق کسی را ندارد و تمام هوش و حواسش معطوف به عشق اوست. او از نداشتن هیچ امید و آرزویی جز عشق معشوق سخن میگوید و زندگی بدون معشوق را بیمعنا میداند.
محتوا دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۸۷ - من جز تو کسی دگر ندارم
من جز تو کسی دگر ندارم
فریاد رسی دگر ندارم ۱
در سر بجز از هوای عشقت
هرگز هوسی دگر ندارم ۲
جز عقل در انگبین عشقت
بال مگسی دگر ندارم ۳
گفتی جرسی بناقه ام بند
جز دل جرسی دگر ندارم ۴
دانم بر تست التماسم
چون ملتمسی دگر ندارم ۵
من طایر آشیان روحم
جز تن قفسی دگر ندارم ۶
امید حیات بیتو چون بود
برخود نفسی دگر ندارم ۷
فریاد رسی دگر ندارم ۱
در سر بجز از هوای عشقت
هرگز هوسی دگر ندارم ۲
جز عقل در انگبین عشقت
بال مگسی دگر ندارم ۳
گفتی جرسی بناقه ام بند
جز دل جرسی دگر ندارم ۴
دانم بر تست التماسم
چون ملتمسی دگر ندارم ۵
من طایر آشیان روحم
جز تن قفسی دگر ندارم ۶
امید حیات بیتو چون بود
برخود نفسی دگر ندارم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶ - اکنون که بطره ات اسیرم
گوهر بعدی:شماره ۸۸ - ز گل و گلاب و ز لاله پیاله می جویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.