خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و ایثار شاعر به معشوق است. شاعر خود را مانند شمع و پروانه در خدمت معشوق میداند و از عشق و سرمستی ناشی از آن سخن میگوید. همچنین، او از رهایی از تعلقات دنیوی و سادهزیستی در راه عشق صحبت میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارند.
شماره ۸۳ - عمریست تا چو شمع بخدمت ستاده ایم
عمریست تا چو شمع بخدمت ستاده ایم
پروانه وار جهان بهوای تو داده ایم ۱
دی لعل می فروش تو پیمود جرعه
امروز این چنین همه سرمست باده ایم ۲
نگشاده ایم بررخ خوبان بهیچ روی
چشمی که بر جمال تو جانا گشاده ایم ۳
ای کرده دستگیری افتادگان بسی
ما را بگیر دست که از پا فتاده ایم ۴
بس لاله ها که بر دمد آخر زخاک ما
زین داغها که بر دل سوزان نهاده ایم ۵
از ما بغیر عشق مخواه ای پدر که ما
بهر همین زمادر ایام زاده ایم ۶
نقش دوکون گرچه زما ظاهر است لیک
چون نور در جهان زهمه نقش ساده ایم ۷
پروانه وار جهان بهوای تو داده ایم ۱
دی لعل می فروش تو پیمود جرعه
امروز این چنین همه سرمست باده ایم ۲
نگشاده ایم بررخ خوبان بهیچ روی
چشمی که بر جمال تو جانا گشاده ایم ۳
ای کرده دستگیری افتادگان بسی
ما را بگیر دست که از پا فتاده ایم ۴
بس لاله ها که بر دمد آخر زخاک ما
زین داغها که بر دل سوزان نهاده ایم ۵
از ما بغیر عشق مخواه ای پدر که ما
بهر همین زمادر ایام زاده ایم ۶
نقش دوکون گرچه زما ظاهر است لیک
چون نور در جهان زهمه نقش ساده ایم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲ - هرسو که کنی روتو بدینشکل و شمایل
گوهر بعدی:شماره ۸۴ - ای روی نکرده هیچ سویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.