خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیباییهای معشوق و قدرت عشق میپردازد. شاعر از زلف سیاه معشوق، همراهی او در سختیها، و جمال بینظیرش سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق الهی، فنا در معشوق، و گذرایی عمر اشاره دارد.
متن شامل مضامین عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند اسارت یوسف در چاه ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۳۹ - گرم ز زلف سیاه تو دست کوتاهست
گرم ز زلف سیاه تو دست کوتاهست
کمند یاد تو پیوند جان آگاهست ۱
هزار بادیه گر بیش آیدم همراه
چه غم ز سختی و سستی که دوست همراهست ۲
چو کعبه مقصد کس شد غم مغیلان چیست
بجای پا رود از سر کسیکه در راهست ۳
اگرچه دشمن خونخوار در قفا شیر است
ولی چو دوست توئی پیش رو چو روباهست ۴
دلم ربوده زلیخاوشی که صد یوسف
اسیرش از زنخ دلفریب در چاهست ۵
زهی جمال که از پرده چون نماید رو
حجاب چهره خورشید و طلعت ماهست ۶
چو نور قصه همیگویمش ز زلف دراز
ولی چه سود که عمر عزیز کوتاهست ۷
کمند یاد تو پیوند جان آگاهست ۱
هزار بادیه گر بیش آیدم همراه
چه غم ز سختی و سستی که دوست همراهست ۲
چو کعبه مقصد کس شد غم مغیلان چیست
بجای پا رود از سر کسیکه در راهست ۳
اگرچه دشمن خونخوار در قفا شیر است
ولی چو دوست توئی پیش رو چو روباهست ۴
دلم ربوده زلیخاوشی که صد یوسف
اسیرش از زنخ دلفریب در چاهست ۵
زهی جمال که از پرده چون نماید رو
حجاب چهره خورشید و طلعت ماهست ۶
چو نور قصه همیگویمش ز زلف دراز
ولی چه سود که عمر عزیز کوتاهست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸ - باده عشق تو امروز نه در جام منست
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - آن یار که دی از بر من بار سفربست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.