خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی به ستایش معشوق میپردازد و او را منبع حیات، زیباییهای بینظیر و کلید معجزات میداند. شاعر از عشق و دلبستگی خود سخن میگوید و تأکید میکند که وجود معشوق برای هستی ضروری است. همچنین، به موضوعاتی مانند وفاداری، زیبایی و تجلی ذات الهی در چهره معشوق اشاره میشود.
این شعر دارای مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و فلسفی موجود در متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۳ - لعل تو که معدن حیاتست
لعل تو که معدن حیاتست
از حسرت آن حیات ماتست ۱
هر جلوه ز روی بی نظیرت
منظور جمیع ممکناتست ۲
قائم بوجودت ار نباشد
معدوم وجود کایناتست ۳
سحری که ترا بچشم جادوست
مفتاح کنوز معجزاتست ۴
این عقده که بسته طره تو
بگشای که حل مشکلاتست ۵
شیرین ز کف تو کاسه زهر
در کام چو شکر و نباتست ۶
با غمزه بگو کند هلاکم
کاین نیست هلاکتم، نجاتست ۷
بر قول رقیب و عهد سستش
تکیه نکنی که بی ثباتست ۸
رخسار تو پیش دیده نور
مرآت تجلیات ذاتست ۹
از حسرت آن حیات ماتست ۱
هر جلوه ز روی بی نظیرت
منظور جمیع ممکناتست ۲
قائم بوجودت ار نباشد
معدوم وجود کایناتست ۳
سحری که ترا بچشم جادوست
مفتاح کنوز معجزاتست ۴
این عقده که بسته طره تو
بگشای که حل مشکلاتست ۵
شیرین ز کف تو کاسه زهر
در کام چو شکر و نباتست ۶
با غمزه بگو کند هلاکم
کاین نیست هلاکتم، نجاتست ۷
بر قول رقیب و عهد سستش
تکیه نکنی که بی ثباتست ۸
رخسار تو پیش دیده نور
مرآت تجلیات ذاتست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲ - ای صفاتت همه آئینه ذات
گوهر بعدی:شماره ۳۴ - روی تو که آئینه رخسار تجلیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.