خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و فراق معشوق مینالد و حال دل خود را توصیف میکند. او از بیقراری، بیتابی و جنون عشق سخن میگوید و معشوق را مقصر این حالات میداند. همچنین، به اسطورههای عاشقانه مانند فرهاد و شیرین، و مجنون و لیلی اشاره میکند تا عمق رنج خود را نشان دهد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به اساطیر و مضامین پیچیدهتر، مناسب مخاطبان با سطح بلوغ فکری بالاتر است.
شماره ۲۹ - نمیدانم دلم را حال چونست
نمیدانم دلم را حال چونست
همیدانم که از دست تو خونست ۱
نگارا بی گل روی تو رویم
نگارین از سرشک لاله گونست ۲
بیغما بردی و بازم ندادی
عنان دل که از دستم برونست ۳
برون ناید بداروی طبیبان
ز تو دردی که ما را در درونست ۴
منم فرهاد و عشقت تیشه هر روز
توئی شیرین و صبرم بیستونست ۵
چو مجنون در شکنج زلف لیلی
دلم پابست زنجیر جنونست ۶
خنک جائیکه از روی تو نورش
بگلزار تجلی رهنمونست ۷
همیدانم که از دست تو خونست ۱
نگارا بی گل روی تو رویم
نگارین از سرشک لاله گونست ۲
بیغما بردی و بازم ندادی
عنان دل که از دستم برونست ۳
برون ناید بداروی طبیبان
ز تو دردی که ما را در درونست ۴
منم فرهاد و عشقت تیشه هر روز
توئی شیرین و صبرم بیستونست ۵
چو مجنون در شکنج زلف لیلی
دلم پابست زنجیر جنونست ۶
خنک جائیکه از روی تو نورش
بگلزار تجلی رهنمونست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - از این غیرت دلم چون غنچه خونست
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - رخش که از نظر خلق جمله محجوبست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.