خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از شاعر خواستار دیدار معشوق، مستی از عشق، و وفاداری بیقید و شرط است. شاعر از جفاهای معشوق شکایت دارد اما همچنان به او عشق میورزد و زیباییهایش را میستاید.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۳ - برافکن پرده از رخسار یارا
برافکن پرده از رخسار یارا
بکن مست از می دیدار مارا ۱
شراب بیخودی چندان به پیما
که از سر هیچ نشناسیم پارا ۲
مران از درگهت ما را که شاهان
نمی رانند از درگه گدا را ۳
دلی را کش دوا درد تو باشد
بجز درد تو کی جوید دوا را ۴
جفا چندین مکن ترسم فراموش
کنی چون دیگران رسم وفا را ۵
دلم چون غنچه از غیرت شود خون
بکویت بینم ای گل گر صبا را ۶
بیا آئینه از نورت بنه پیش
ببین در وی جمال باصفا را ۷
بکن مست از می دیدار مارا ۱
شراب بیخودی چندان به پیما
که از سر هیچ نشناسیم پارا ۲
مران از درگهت ما را که شاهان
نمی رانند از درگه گدا را ۳
دلی را کش دوا درد تو باشد
بجز درد تو کی جوید دوا را ۴
جفا چندین مکن ترسم فراموش
کنی چون دیگران رسم وفا را ۵
دلم چون غنچه از غیرت شود خون
بکویت بینم ای گل گر صبا را ۶
بیا آئینه از نورت بنه پیش
ببین در وی جمال باصفا را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - دمی خواندم من خاکی کتاب آسمانی را
گوهر بعدی:شماره ۴ - نموده رخش تا جمالی مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.