خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی-غنایی از حافظ، با درخواست از ساقی برای نوشیدن شراب و رهایی از قید هستی آغاز میشود. شاعر با طنز و انتقاد از زهد ریایی و فلسفههای خشک (مشائی و اشراقی) دوری میگزیند و عشق و مستی را راه نجات میداند. در ابیات پایانی، او عشق به علی(ع) و نور الهی را ستوده و زاهد ناآگاه را به چالش میکشد.
مفاهیم عمیق عرفانی، اشاره به مصرف شراب (نمادین)، و نقدهای فلسفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نیازمند توضیح باشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با زمینههای ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۲۳۵ - بیا و ساغر کامم لبالب کن ز می ساقی
بیا و ساغر کامم لبالب کن ز می ساقی
که بر لب آمده جانم ز سالوسی و زراقی ۱
بیاور راح روح افزا و چندان ده مرا ساغر
که بیخود گردم و یابم ز قید هستی اطلاقی ۲
ز اشراقی و مشائی چه میپرسی بیاور می
که اندر کیش سرمستان چه مشائی چه اشراقی ۳
ترازیبد که در خوبان زنی لاف خداوندی
که همچون ابرویت جانا بخوبی در جهان طاقی ۴
زجام وصلش ای ساقی شراب روح بخشم ده
که هستم قالب بیجان ز مهجوری و مشتاقی ۵
هنوز از عالم فانی برون ننهاده گامی
برو زاهد چه میدانی تو سر عالم باقی ۶
بجز نور علی اکنون که همچون مغربی گوید
انالشمس التی طلعت هوالانوار اشراقی ۷
که بر لب آمده جانم ز سالوسی و زراقی ۱
بیاور راح روح افزا و چندان ده مرا ساغر
که بیخود گردم و یابم ز قید هستی اطلاقی ۲
ز اشراقی و مشائی چه میپرسی بیاور می
که اندر کیش سرمستان چه مشائی چه اشراقی ۳
ترازیبد که در خوبان زنی لاف خداوندی
که همچون ابرویت جانا بخوبی در جهان طاقی ۴
زجام وصلش ای ساقی شراب روح بخشم ده
که هستم قالب بیجان ز مهجوری و مشتاقی ۵
هنوز از عالم فانی برون ننهاده گامی
برو زاهد چه میدانی تو سر عالم باقی ۶
بجز نور علی اکنون که همچون مغربی گوید
انالشمس التی طلعت هوالانوار اشراقی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۴ - شمعی ز رخت چه بر فروزی
گوهر بعدی:شماره ۲۳۶ - صبح عید است ساقیا جامی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.