خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر از حافظ، دعوتی به مینوشی و مستی است با تأکید بر لذتهای آنی زندگی و بیخبری زاهد از این لذات. شاعر از عشق، مستی، و رازهای میخانه سخن میگوید و مخاطب را به تجربهی این حالات دعوت میکند. همچنین، انتقادی به زاهدان و سخنپردازان بیعمل دارد و بر اهمیت عمل مردانه تأکید میورزد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و انتقادی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به شراب و مستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۲۳۱ - برخیز و بیا ساقی بگشا در میخانه
برخیز و بیا ساقی بگشا در میخانه
بنشین و بدور افکن آنساغر مستانه ۱
تا یکسر مو باقیست از هستی تن مارا
زنهار مکن تأخیر در گردش پیمانه ۲
از ذوق مدام ما زاهد چه خبر دارد
ما جام بگردانیم آن سبحه صد دانه ۳
دیدیم رخ ساقی خوردیم می باقی
گشتیم بجان محرم با حضرت جانانه ۴
هر جا که فروزان شد از حسن رخت شمعی
عشق آمد و زد آتش در خرمن پروانه ۵
ای زن صفت از عشقش تا چند سخنگوئی
آنراه نگردد طی بی همت مردانه ۶
گر خویش گدای شهر صد فضل و هنر دارد
هرگز ندهندش جا در مجلس شاهانه ۷
ای تازه جوان از جان بشنو سخن پیران
هر چند بگوش تو آید همه افسانه ۸
چون نور علی تا خود از خود نشوی بیخود
هرگز نکنی معلوم راز می و میخانه ۹
بنشین و بدور افکن آنساغر مستانه ۱
تا یکسر مو باقیست از هستی تن مارا
زنهار مکن تأخیر در گردش پیمانه ۲
از ذوق مدام ما زاهد چه خبر دارد
ما جام بگردانیم آن سبحه صد دانه ۳
دیدیم رخ ساقی خوردیم می باقی
گشتیم بجان محرم با حضرت جانانه ۴
هر جا که فروزان شد از حسن رخت شمعی
عشق آمد و زد آتش در خرمن پروانه ۵
ای زن صفت از عشقش تا چند سخنگوئی
آنراه نگردد طی بی همت مردانه ۶
گر خویش گدای شهر صد فضل و هنر دارد
هرگز ندهندش جا در مجلس شاهانه ۷
ای تازه جوان از جان بشنو سخن پیران
هر چند بگوش تو آید همه افسانه ۸
چون نور علی تا خود از خود نشوی بیخود
هرگز نکنی معلوم راز می و میخانه ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۰ - دست در آفاق یافت نرگس فتان تو
گوهر بعدی:شماره ۲۳۲ - سخنی از لب آن یار بگویم یا نه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.