خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و ستایش معشوقی الهی است که نور تجلی‌اش دل شاعر را روشن کرده است. شاعر از زیبایی و جلال معشوق سخن می‌گوید و او را با عناصری مانند گل، سرو، خورشید و کعبه مقایسه می‌کند. همچنین، اشاره‌ای به مقام والای معشوق در نزد فرشتگان و عرش اعظم دارد.

محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۲۵ - روی بهر چه هر دم سوی گلشن

روی بهر چه هر دم سوی گلشن
بیا گلهای اشگم بین بدامن ۱

دلم کائینه نور تجلی است
مدام از عکس رویت هست روشن ۲

ز سروت کی کند دل قمری جان
که طوق بندگی دارد بگردن ۳

چه حد خورشید تابان را که آید
بطرف کعبه کویت ز روزن ۴

تو آنشاهی که جبریل امین را
در خلوت سرایت گشته مأمن ۵

نبودش آن تزین عرش اعظم
ز نعلینت نمیشد گر مزین ۶

بجز نور رخت در کعبه و دیر
نجوید دیده شیخ و برهمن ۷

تو جان عالمی عالم تن تو
کجا بیجان حیاتی هست بر تن ۸

فلک گر باردم از کین بسر تیغ
بود مهر توام در بر چو جوشن ۹

ز گفتارت که برهانیست قاطع
حدیث کاف و نون گشته مبرهن ۱۰

ز رخسارت که مرآت الهیست
شده نور علی ما را مبین ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۲۴ - خلوتی در سرای درویشان
گوهر بعدی:شماره ۲۲۶ - ای کار گه نقش خیالت بصر من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.