خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از حافظ، مخاطب را به صبر و سکوت در برابر عشق و رنجهای آن دعوت میکند. شاعر تأکید میکند که در حضور معشوق (جانان) نباید از جان یا دردها سخن گفت، بلکه باید با عشق و فداکاری، دردها را تحمل کرد و به نور الهی (علی) تمسک جست.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک صحیح از مضامین فداکاری و عشق الهی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۲۱ - ای دل از جان پیش جانان دم مزن
ای دل از جان پیش جانان دم مزن
پیش جانان ای دل از جان دم مزن ۱
زخم اگر داری دل از مرهم بشوی
درداگر داری ز درمان دم مزن ۲
گل اگر چینی منال از زخم خار
وصل اگر جوئی ز هجران دم مزن ۳
آن کمال ابرو گرت قربان کند
زیر تیغش باش قربان دم مزن ۴
از سروسامان چه گوئی نزد یار
سر فدایش کن ز سامان دم مزن ۵
دل منور ساز از نور علی
وز فروغ مهر تابان دم مزن ۶
پیش جانان ای دل از جان دم مزن ۱
زخم اگر داری دل از مرهم بشوی
درداگر داری ز درمان دم مزن ۲
گل اگر چینی منال از زخم خار
وصل اگر جوئی ز هجران دم مزن ۳
آن کمال ابرو گرت قربان کند
زیر تیغش باش قربان دم مزن ۴
از سروسامان چه گوئی نزد یار
سر فدایش کن ز سامان دم مزن ۵
دل منور ساز از نور علی
وز فروغ مهر تابان دم مزن ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۰ - ای ماه رویت چون مهر تابان
گوهر بعدی:شماره ۲۲۲ - ذره از مهر تابان دم مزن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.