این شعر عرفانی از مولانا بیانگر تنوع و چندگانگی وجود انسان در سطوح مختلف هستی است. شاعر با استفاده از استعارههای مختلف مانند یونس، موسی، مرجان و یاقوت، نشان میدهد که انسان میتواند در مراتب گوناگون معنوی و مادی حضور داشته باشد. همچنین، او به جایگاه انسان در عوالم جبروت، لاهوت، ملکوت و ناسوت اشاره میکند و در نهایت، انسان را به عنوان نوری که بر بتها و طاغوتها چیره میشود، توصیف میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. درک این متن نیاز به آشنایی با اصطلاحات عرفانی و فلسفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۲۱۳ - ما گهی یونس و گهی حوتیم
گاه موسی و گاه تابوتیم ۱
گاه دریم و گاه مرجانیم
گاه لعلیم و گاه یاقوتیم ۲
ساکنان سرادق جبروت
محرمان حریم لاهوتیم ۳
پادشاهان کشور ملکوت
شهریاران شهر ناسوتیم ۴
همچو نور علی بدیر وجود
کاسر جبت وند و طاغوتیم ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.