خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این اشعار عرفانی، از عشق الهی و رهایی از قید و بندهای ظاهری مانند خرقه و سبحه سخن می‌گوید. او می‌خواهد راز عشقش را آشکار کند، صوفیان را با می صاف آشنا سازد و مانند منصور حلاج فریاد «اناالحق» سر دهد. شاعر به عشق معشوقی آسمانی (حورسرشت) اشاره می‌کند و آرزوی روزی را دارد که مانند نور علی، مست و شادمان شود و جانش را نثار قدم یار کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اشارات به مفاهیم صوفیانه مانند «اناالحق» است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و واژگان تخصصی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۰۶ - وقت آن شد که دگر سر حق اظهار کنم

وقت آن شد که دگر سر حق اظهار کنم
خرقه و سبحه بدل بابت وز نار کنم ۱

راز عشقش که پس پرده دل هست نهان
با دف و چنگ عیان بر سربازار کنم ۲

صوفیان را ز می صاف چشانم قدحی
بیخبرشان بدمی از سرو دستار کنم ۳

چون صدف جای بدریای معانی سازم
دامن و جیب پر از گوهر شهوار کنم ۴

تا کنم تازه دگر شیوه منصوری را
فاش اناالحق زنم و جابسردار کنم ۵

جز بگلزار سر کوی تو ای حور سرشت
تو مپندار که زو جانب گلزار کنم ۶

ای خوش آنروز که چون نور علی سرخوش و مست
خیزم و جان به نثار قدم یار کنم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۵ - چون ز دار فنا بقا گشتم
گوهر بعدی:شماره ۲۰۷ - بازم آمدم موسی صفت ظاهر ید بیضا کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.