خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، عشق و علاقهی عمیق شاعر به معشوق را بیان میکند. شاعر معشوق را جان و جانانهی دل خود میداند و حضور او را در دلش مانند نور میبیند. او از عشق و وصال معشوق سخن میگوید و تأثیر این عشق را بر روح و جان خود توصیف میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در شعر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۱۸۸ - توئی جان و توئی جانانه دل
توئی جان و توئی جانانه دل
توئی ساکن میان خانه دل ۱
منور باشد ای ساقی مدامم
زعکس طلعتت پیمانه دل ۲
دمی از غلغل مینای وصلت
تهی هرگز نشد خمخانه دل ۳
چنان شمع رخت دردل برافروخت
گرفته سربسر ویرانه دل ۴
شده در گلشن تن مرغ جان را
خط و خال تو دام و دانه دل ۵
مرا نور علی چون مهر گردون
شده روشن ببام خانه دل ۶
توئی ساکن میان خانه دل ۱
منور باشد ای ساقی مدامم
زعکس طلعتت پیمانه دل ۲
دمی از غلغل مینای وصلت
تهی هرگز نشد خمخانه دل ۳
چنان شمع رخت دردل برافروخت
گرفته سربسر ویرانه دل ۴
شده در گلشن تن مرغ جان را
خط و خال تو دام و دانه دل ۵
مرا نور علی چون مهر گردون
شده روشن ببام خانه دل ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۷ - ترا سزد که بگردش درآوری افلاک
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹ - ساقیا کو باده چون سلسبیل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.