خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از مولانا بیانگر عشق الهی و دوری از تعلقات دنیوی است. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند سیمرغ و مگس، عشق حقیقی را فراتر از درک عادی توصیف میکند. او از رهایی دل از قفس وجود و رسیدن به وصل الهی سخن میگوید و با اشاره به مفاهیمی مانند فقر و نیستی، راه سلوک عرفانی را ترسیم میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی اصطلاحات مانند «فقر» و «نیستی» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا گمراهکننده باشد.
شماره ۱۶۹ - کی رسد بر دامن وصل تو دست بوالهوس
کی رسد بر دامن وصل تو دست بوالهوس
بوالهوس را نیست بر دامان وصلت دسترس ۱
زاهدا تا چند میلافی ز عشقش از گزاف
کی بود عرصه سیمرغ جولانگر مگس ۲
در حقیقت عشق دارد سرفرازی از مجاز
شعله را گردد گل اقبال سر از خار و خس ۳
دل ز چاک سینه ام بیرون شده و افغان بخاست
عندلیب آزاد گشت و ماند ناله در قفس ۴
طوطی طبعم چو گردد زانشکر لب کامران
بال نتواند گشودن یکدم از جوش مگس ۵
گر چه پلنگست و منزل دور و وادی سنگلاخ
از پی محمل روم تا میرسد بانگ جرس ۶
گرچه هر شب بر سر راهم کمین شحنه است
کوچه گرد عشقم و باکی ندارم از عسس ۷
آفتابی ز آسمان فقر چون نور علی
در زمین نیستی تابان ندیده هیچکس ۸
بوالهوس را نیست بر دامان وصلت دسترس ۱
زاهدا تا چند میلافی ز عشقش از گزاف
کی بود عرصه سیمرغ جولانگر مگس ۲
در حقیقت عشق دارد سرفرازی از مجاز
شعله را گردد گل اقبال سر از خار و خس ۳
دل ز چاک سینه ام بیرون شده و افغان بخاست
عندلیب آزاد گشت و ماند ناله در قفس ۴
طوطی طبعم چو گردد زانشکر لب کامران
بال نتواند گشودن یکدم از جوش مگس ۵
گر چه پلنگست و منزل دور و وادی سنگلاخ
از پی محمل روم تا میرسد بانگ جرس ۶
گرچه هر شب بر سر راهم کمین شحنه است
کوچه گرد عشقم و باکی ندارم از عسس ۷
آفتابی ز آسمان فقر چون نور علی
در زمین نیستی تابان ندیده هیچکس ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۸ - زاهد از تزویر تا کی افکنی دام هوس
گوهر بعدی:شماره ۱۷۰ - صید وصلش توان بدام هوس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.