خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و نیاز خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که حتی کوچکترین توجهات معشوق برای او کافی است. او از زیبایی و جذابیت معشوق تمجید کرده و اظهار میکند که به دنبال مقام و ثروت نیست، بلکه تنها به لطف و محبت معشوق نیاز دارد. در پایان نیز به نور علی(ع) اشاره میکند و فقر را به شاهی ترجیح میدهد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی نیاز به درک عمیقتری از ادبیات فارسی دارد.
شماره ۱۶۷ - زچشم سیاهی نگاهی مرا بس
زچشم سیاهی نگاهی مرا بس
نگاهی ز چشم سیاهی مرا بس ۱
چراغ مه ار شعله ور نیست امشب
دراین انجمن شمع آهی مرا بس ۲
دراین قصر فیروزه مهر گستر
فروغی ز رخسار ماهی مرا بس ۳
ز خاک کف پایت ای شاه خوبان
بسر تاج شاهی کلاهی مرا بس ۴
ز کفر سر زلف غارت گر تو
بتاراج ایمان سپاهی مرا بس ۵
ندارم طمع حشمت و جاه شاها
ز دربار لطفت پناهی مرا بس ۶
چه نور علی آن شه ملک و معنی
بمسند که شد فقر شاهی مرا بس ۷
نگاهی ز چشم سیاهی مرا بس ۱
چراغ مه ار شعله ور نیست امشب
دراین انجمن شمع آهی مرا بس ۲
دراین قصر فیروزه مهر گستر
فروغی ز رخسار ماهی مرا بس ۳
ز خاک کف پایت ای شاه خوبان
بسر تاج شاهی کلاهی مرا بس ۴
ز کفر سر زلف غارت گر تو
بتاراج ایمان سپاهی مرا بس ۵
ندارم طمع حشمت و جاه شاها
ز دربار لطفت پناهی مرا بس ۶
چه نور علی آن شه ملک و معنی
بمسند که شد فقر شاهی مرا بس ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۶ - دراین گلشن ز خوبانم گلی بس
گوهر بعدی:شماره ۱۶۸ - زاهد از تزویر تا کی افکنی دام هوس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.