خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و عاشقانه، بیانگر نیاز و عشق شاعر به معشوق و درخواست فیض و بخشش از اوست. شاعر از نیاز خود به معشوق، اشکهایش و خاک کوی او به عنوان منبع فیض یاد میکند و از زاهد میخواهد که سرکشی را کنار بگذارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۶۴ - دل که ساکن شده بکوی نیاز
دل که ساکن شده بکوی نیاز
خوش براهت نهاده روی نیاز ۱
تا زناز تو ساغری نوشم
میکشم باده از سبوی نیاز ۲
تا دهد آب سرو نازت را
گشته اشکم روان بروی نیاز ۳
خاک کویت که منبع فیض است
خوش بیفزوده آبروی نیاز ۴
سرو نازت نیازمندان را
هر زمان میکشد بسوی نیاز ۵
زاهد این سرکشی نهد از سر
گر کشد کاسه از کدوی نیاز ۶
بی نیاز است گرچه نور علی
سوده برخاک عجز روی نیاز ۷
خوش براهت نهاده روی نیاز ۱
تا زناز تو ساغری نوشم
میکشم باده از سبوی نیاز ۲
تا دهد آب سرو نازت را
گشته اشکم روان بروی نیاز ۳
خاک کویت که منبع فیض است
خوش بیفزوده آبروی نیاز ۴
سرو نازت نیازمندان را
هر زمان میکشد بسوی نیاز ۵
زاهد این سرکشی نهد از سر
گر کشد کاسه از کدوی نیاز ۶
بی نیاز است گرچه نور علی
سوده برخاک عجز روی نیاز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۳ - بسکه بجان باشدم از غم جانانه سوز
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵ - دل که شد از باده عشق رخت مینای راز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.