خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از مولانا بیانگر شادی و امیدواری با بازگشت معشوق است. شاعر از پایان دوران هجران و فراق و آغاز وصال سخن می‌گوید و با تصاویر زیبا مانند آفتاب، خورشید، و نخل عیش، احساسات خود را بیان می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۵۶ - مژده ای دل که دلبر آمد باز

مژده ای دل که دلبر آمد باز
تا برد دل به دل بر آمد باز ۱

آفتابم که دوش رفت از بر
صبحدم از درم درآمد باز ۲

ماهم از دیده گر چه غایب شد
همچو خورشید انور آمد باز ۳

روز هجرت شب فراق گذشت
شاهد وصل در بر آمد باز ۴

با اسیران بند غم گوئید
مژده کایام غم سرآمد باز ۵

صف جانها بره بیارائید
کان صف آرای لشگرآمد باز ۶

نخل عیشم که خشگ و بی بر بود
گشت شاداب و بی بر آمد باز ۷

دل بود عود و سینه ام مجمر
بوی عودی ز مجمر آمد باز ۸

طوطی جان ز لعل شیرینت
آرزومند شکر آمد باز ۹

فلک خاصان عشق را در بحر
لطف عام تو لنگر آمد باز ۱۰

بارها در ره تو نور علی
سر فدا کرد و سرور آمد باز ۱۱
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۱ ۲۲۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۵ - ساقیا ساغر شراب آور
گوهر بعدی:شماره ۱۵۷ - دوش رفتم بسوی میکده با عجز و نیاز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.