خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، از عشق و دلباختگی به معشوق میگوید و از رنجها و بیقراریهای عاشق در این مسیر سخن میراند. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند زلف معشوق، خال هندو، و کعبه، احساسات خود را بیان میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و تشبیههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۱۲۳ - ای گرفتار بزلف تو پریشانی چند
ای گرفتار بزلف تو پریشانی چند
کشته تیغ غمت بیسر و سامانی چند ۱
تیره از زلف سیاهت شب عشاقانی
روشن از نور رخت شمع شبستانی چند ۲
چشم جادوگر تو فتنه ترسا و یهود
خال هندوت زده راه مسلمانی چند ۳
جذبه شوق رخت گر نبود راهنما
کی توانکرد دمی قطع بیابانی چند ۴
شرف کعبه وصلش تو چه دانی که ترا
نخلیده است بپا خار مغیلانی چند ۵
منم آن بلبل نالان که بکویت شب و روز
ریزم از خون مژه طرح گلستانی چند ۶
شمه خواست نگارد ز غمت نور علی
آتش افتاد ز کلکش بگلستانی چند ۷
کشته تیغ غمت بیسر و سامانی چند ۱
تیره از زلف سیاهت شب عشاقانی
روشن از نور رخت شمع شبستانی چند ۲
چشم جادوگر تو فتنه ترسا و یهود
خال هندوت زده راه مسلمانی چند ۳
جذبه شوق رخت گر نبود راهنما
کی توانکرد دمی قطع بیابانی چند ۴
شرف کعبه وصلش تو چه دانی که ترا
نخلیده است بپا خار مغیلانی چند ۵
منم آن بلبل نالان که بکویت شب و روز
ریزم از خون مژه طرح گلستانی چند ۶
شمه خواست نگارد ز غمت نور علی
آتش افتاد ز کلکش بگلستانی چند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۲ - نه هر که دل برد آئین دلبری داند
گوهر بعدی:شماره ۱۲۴ - هرکرا دیدن روی تو تمنا باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.