خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، مینوشی پنهانی، رازداری، انتقاد از جهالت و تکفیر، امید به نصرت و پیروزی، و اشاره به نور الهی و معنویت میپردازد. شاعر از غم و ماتم گله کرده و خواستار نشاط و شادی است. همچنین، به رابطهی عاشق و معشوق و برخی مفاهیم عرفانی اشاره دارد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مینوشی و برخی انتقادات تند اجتماعی نیازمند درک بالاتری از مسائل فرهنگی و ادبی دارد.
شماره ۱۱۱ - ترسم ز روی کار چه این پرده واکنند
ترسم ز روی کار چه این پرده واکنند
می خوردن نهانی ما بر ملا کنند ۱
شیرین لبان که از می تلخند کامران
کامم بجرعه ئی چه شود گر روا کنند ۲
تاکی بنای ماتم و غم باشد استوار
ساقی بگو بساط نشاطی بپا کنند ۳
گفتم که بامن اینهمه بیگانگی ز چیست
گفت این عنایتیست که با آشنا کنند ۴
آنانکه بهره به حقیقت نبرده اند
تکفیر اهل حق ز جهالت چرا کنند ۵
از حرب دشمنان چه هزیمت بدوستان
در عرصه که رایت نصرت بپا کنند ۶
روشندلان که آینه وجه معنیند
مرآت دل ز نور علی باصفا کنند ۷
می خوردن نهانی ما بر ملا کنند ۱
شیرین لبان که از می تلخند کامران
کامم بجرعه ئی چه شود گر روا کنند ۲
تاکی بنای ماتم و غم باشد استوار
ساقی بگو بساط نشاطی بپا کنند ۳
گفتم که بامن اینهمه بیگانگی ز چیست
گفت این عنایتیست که با آشنا کنند ۴
آنانکه بهره به حقیقت نبرده اند
تکفیر اهل حق ز جهالت چرا کنند ۵
از حرب دشمنان چه هزیمت بدوستان
در عرصه که رایت نصرت بپا کنند ۶
روشندلان که آینه وجه معنیند
مرآت دل ز نور علی باصفا کنند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۰ - افسر سلطان گل جانب بستان رسید
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲ - چند از لب تو جانها مست شراب گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.