خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه به توصیف معشوق و زیباییهای بینظیر او میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند گل، بهار، و نگارستان، عشق و دلباختگی خود را بیان میکند. همچنین، در بخشی از شعر به مفاهیم عرفانی مانند فقر و پادشاهی معنوی اشاره شده است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۶ - گلعذارا چون تو یاری هست نیست
گلعذارا چون تو یاری هست نیست
چون تو یار گلعذاری هست نیست ۱
چون بهار گلشن حسن رخت
بیخزان هرگز بهاری هست نیست ۲
در نگارستان دل عشاق را
چون رخت نقش ونگاری هست نیست ۳
بسکه پیماید لب لعل تو می
می پرستان را خماری هست نیست ۴
بیقراران سر زلف ترا
بی سر زلفت قراری هست نیست ۵
بر سریر فقر چون نور علی
پادشاه باوقاری هست نیست ۶
چون تو یار گلعذاری هست نیست ۱
چون بهار گلشن حسن رخت
بیخزان هرگز بهاری هست نیست ۲
در نگارستان دل عشاق را
چون رخت نقش ونگاری هست نیست ۳
بسکه پیماید لب لعل تو می
می پرستان را خماری هست نیست ۴
بیقراران سر زلف ترا
بی سر زلفت قراری هست نیست ۵
بر سریر فقر چون نور علی
پادشاه باوقاری هست نیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵ - عشق بیجور و جفائی هست نیست
گوهر بعدی:شماره ۵۷ - در جهان چون یار من یاری کجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.