این شعر عاشقانه و پراحساس، توصیفی زیبا از معشوق و تأثیرات وجودی او بر طبیعت و اطرافیان است. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند عکس رخت بر چمن، صبا و خزان، گل و سمن، و مقایسه معشوق با ماه و شمع، عشق و شیفتگی خود را بیان میکند. همچنین، ابیاتی از رنجش و درد عشق و توصیف زیباییهای معشوق مانند رخساره مهتاب و ابروی کمانی نیز در شعر دیده میشود.
این شعر حاوی مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده است که درک کامل آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی ابیات مانند «ای نازنین خونم بریز، این خنجر و این حنجرم» حاوی احساسات شدید و درد عشق هستند که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۵۰ - از پرتو عکس رخت، افتاده بر طرف چمن
یکجا صبا یکجا خزان یکجا گل ویکجا سمن ۱
برقع ز عارض برگشا تا عالمی شیدا کنی
جمعی ز مو برخی زرو، خلق از لب و من از دهن ۲
چون در تبسم می روی از فرقتت گم می کند
سوسن زبان قمری فغان بلبل نوا طوطی سخن ۳
هر گه که بر خیزی بپا بر گرد سر می گرددا
شمع از زمین مه از سما روح از تن و جان از بدن ۴
افتاده بر طرف چمن از خرمی های رخت
آب از روش باد از طپش ریگ از گل و حالت زمن ۵
دانم زمن رنجیده ای ای نازنین خونم بریز
این خنجر و این حنجرم این هم من و این هم کفن ۶
از وصف آن شیرین زبان پرسید «حاجب » گفتمش
رخساره مه ابرو کمان زلفان سیه چشمان ختن ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.