خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد عشق، ملامت‌های معشوق، وصف روحیه عاشقانه و ایمان شاعر به عشق و حقیقت است. شاعر از رنج‌های عشق، دوری از معشوق، و همچنین برتری عشق حقیقی بر مادیات سخن می‌گوید.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۳۸ - تیر ملامتت به بین بسکه نشسته بر دلم

تیر ملامتت به بین بسکه نشسته بر دلم
کیست که متصل کند ضربت شست قاتلم ۱

خصم کند خراب اگر خلوت قدس یار را
باز شود عمارت این هیکل اعظم از گلم ۲

من بسر ره افکند سایه همای همتم
چند به خاک و خون طپد طایر روح بسملم ۳

حاصل کذب مدعی سیم و زر است و نقل و می
کشته ماست صدق از آن خون دل است حاصلم ۴

باز سفید و حدتم شیر سیاه کثرتم
خوف نه از مراد دم بیم نه از سلاسلم ۵

گر توبه حسن و دلبری از هه خلق برتری
من به فنون عاشقی از همه دور کاملم ۶

کشتی عزم مدعی غرق یم فنا بود
من که شکسته کشتیم حافظ بحر و ساحلم ۷

برمه و آفتاب از مینگرم که بگذرد
آینه وار می رود روی تو از مقابلم ۸

عزم تو «حاجبا» دهد نظم جهان و گویدا
آیت رحمتم از آن بر همه خلق نازلم ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۷ - زاغ و لاغ شب در سفیده دم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۹ - ای سرو جهان بازآ، به چمن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.