خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حاجب، شاعر ایرانی، با مضامین عرفانی و فلسفی سروده شده است. در آن به مفاهیمی مانند گذر زمان، ناپایداری دنیا، عشق، جنگ و صلح، و گذر از محدودیتهای مادی اشاره شده است. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند تکسوار گرمعنان، برق یمانی، و پیر مغان، مفاهیم عمیق عرفانی را بیان میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به جنگ و صلح و گذر زمان نیاز به تجربه و درک بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۸۶ - آنکه غایب ز نظر بود عیان میگذرد
آنکه غایب ز نظر بود عیان میگذرد
تکسواریست عجب گرمعنان میگذرد ۱
هرکجا بگذرد آن خسرو جمشید غلام
از فلک طنطنه شوکت و شان میگذرد ۲
یار چون برق یمانی به سحرگاه گذشت
خود تو در خوابی و آن برق یمان میگذرد ۳
گر قرین با تو شود جنگ چه پروای به صلح
قرنها باش که اینگونه قران میگذرد ۴
از تسلسل مفکن جام تو ای ساقی بزم
دور، زن دور، که این دور زمان میگذرد ۵
ما به جز صلح چه کردیم که آن سختکمان
از سر جنگ به شمشیر و سنان میگذرد ۶
بر در پیر مغان هرکه ز جان گشت مکین
میکند همت و از کون و مکان میگذرد ۷
بگذارد قلم از دست اگر «حاجب» ما
وصف رخسار تو از حد و بیان میگذرد ۸
تکسواریست عجب گرمعنان میگذرد ۱
هرکجا بگذرد آن خسرو جمشید غلام
از فلک طنطنه شوکت و شان میگذرد ۲
یار چون برق یمانی به سحرگاه گذشت
خود تو در خوابی و آن برق یمان میگذرد ۳
گر قرین با تو شود جنگ چه پروای به صلح
قرنها باش که اینگونه قران میگذرد ۴
از تسلسل مفکن جام تو ای ساقی بزم
دور، زن دور، که این دور زمان میگذرد ۵
ما به جز صلح چه کردیم که آن سختکمان
از سر جنگ به شمشیر و سنان میگذرد ۶
بر در پیر مغان هرکه ز جان گشت مکین
میکند همت و از کون و مکان میگذرد ۷
بگذارد قلم از دست اگر «حاجب» ما
وصف رخسار تو از حد و بیان میگذرد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵ - همچنان تیر که ناگه ز کمان میگذرد
گوهر بعدی:شماره ۸۷ - بر سر خاکم اگر یار گذاری بکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.