خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر دلدادگی و وابستگی شاعر به معشوق و خداوند است. شاعر خود را اسیر و بسته به دامان معشوق میداند و از غم عشق او ناله میکند. همچنین، او به مفاهیم عرفانی مانند فقر و نیاز به کرامات الهی اشاره میکند و از معشوق به عنوان موجودی مقدس و الهامبخش یاد میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۷۸ - تا دست من ای دوست به دامان تو شد بند
تا دست من ای دوست به دامان تو شد بند
دربند توام بسته و وارسته ز هر بند ۱
چون نی به نیستان ولای تو، برستیم
نالیم از آن در غم عشق تو ز هر بند ۲
ای ذات قدم غوث عرب لیث عجم باز
بخرام به میدان کمر عزم فروبند ۳
صلح آمد و، زد، بر سپه جنگ شبیخون
بفکن زره از بر بگشا کیش و کمربند ۴
عمری به قفای تو دویدیم چو سایه
بیغوله به بیغوله و دربند به دربند ۵
بگذر سوی تجریش و جماران و نظر کن
روح و ره روحانی ما تا در، دربند ۶
ما رایض نفسیم نه پا بست هوائیم
اسبی که هرونست بود، در خور پابند ۷
دور، از نظر بد، رخ تو مصحف خوبست
خال و خط و زلف و رخت آیات نظربند ۸
عمریست که ما بی سر و پایان به دل و جان
بندیم بهرحال به آن دلبر دلبند ۹
عالم همه محتاج کرامات فقیرند
درویش بیا دست فرا بر تو، به جنبند ۱۰
از امر تو «حاجب » چه عجب کز سر بادت
سر کوفته گردد پس از این هم سرو هم بند ۱۱
دربند توام بسته و وارسته ز هر بند ۱
چون نی به نیستان ولای تو، برستیم
نالیم از آن در غم عشق تو ز هر بند ۲
ای ذات قدم غوث عرب لیث عجم باز
بخرام به میدان کمر عزم فروبند ۳
صلح آمد و، زد، بر سپه جنگ شبیخون
بفکن زره از بر بگشا کیش و کمربند ۴
عمری به قفای تو دویدیم چو سایه
بیغوله به بیغوله و دربند به دربند ۵
بگذر سوی تجریش و جماران و نظر کن
روح و ره روحانی ما تا در، دربند ۶
ما رایض نفسیم نه پا بست هوائیم
اسبی که هرونست بود، در خور پابند ۷
دور، از نظر بد، رخ تو مصحف خوبست
خال و خط و زلف و رخت آیات نظربند ۸
عمریست که ما بی سر و پایان به دل و جان
بندیم بهرحال به آن دلبر دلبند ۹
عالم همه محتاج کرامات فقیرند
درویش بیا دست فرا بر تو، به جنبند ۱۰
از امر تو «حاجب » چه عجب کز سر بادت
سر کوفته گردد پس از این هم سرو هم بند ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۷ - هر آنکه جامه جان در محبتی بدرید
گوهر بعدی:شماره ۷۹ - ماه در، ابر بماند چو رخت جلوه نماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.