خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این شعر به موضوعات فلسفی و عرفانی می‌پردازد و از مفاهیمی مانند یقین، گمان، حقیقت، و سفرهای معنوی سخن می‌گوید. شاعر از مخاطب می‌خواهد که از ظواهر و تشریفات عبور کند و به دنبال حقیقت درونی باشد. همچنین، او به نقد رفتارهای ریاکارانه و دوگانه اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که مکان‌های مقدس به خودی خود ارزش ندارند، بلکه نیت و عمل فرد است که اهمیت دارد.

این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، نقد رفتارهای اجتماعی و ریاکاری ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

قصیده ۱۱۹ - ای بستهٔ خود کرده دل خلق به ناموس

ای بستهٔ خود کرده دل خلق به ناموس
ز اندیشه تو را رفته به هر جانب جاسوس ۱

اثبات یقین تو به معقول چه سود است،
چون نیست یقین نفی گمان تو به محسوس؟ ۲

تا چند سخن گوئی از حق و حقیقت؟
آب حیوان جوئی در چشمهٔ مطموس! ۳

گر رای تو کفر است مکن پیدا ایمان
ور جای تو دیر است مزن پنهان ناقوس ۴

ای آنکه همه زرقی در فعل چو روباه،
وی آنکه همه رنگی در وصف چو طاووس ۵

تا کی روی آخر ز پی حج به زیارت
از طوس سوی مکه، وز مکه سوی طوس؟ ۶

چون نیست ز کان علت مقصود، پس ای دوست
چه مکه و چه کعبه و چه طوس و چه طرطوس ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:قصیده ۱۱۸ - ای خداوند این کبود خراس
گوهر بعدی:قصیده ۱۲۰ - مرد را خوار چه دارد؟ تن خوش خوارش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.