خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر از طلوع صبح و امید جدید سخن میگوید، عدل و عدالت پیروز میشود و ظلم و ستم از بین میرود. عشق و وحدت بر جدایی غلبه میکند و حق آشکار میشود. شاعر از عشق و عزم راسخ سخن میگوید و تأکید میکند که اهل معرفت مورد لطف قرار میگیرند، اما جهل و نادانی طرد میشوند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین فلسفی آن را برای گروه سنی بالاتر مناسب میسازد.
شماره ۶۴ - تا نسیم صبح، بر جهان وزید
تا نسیم صبح، بر جهان وزید
در چمن شکفت نوگل امید ۱
شد غزال عدل در چمن چمان
گرگ هار ظلم از، رمه رمید ۲
دست حق برون شد ز آستین
پرده های وهم از میان درید ۳
زاغ و راغ هجر شد در آشیان
شاهباز وصل ز آشیان پرید ۴
ای منجم ار عالمی ببین
نجم شاه عشق بر فلک پدید ۵
رخش عزم تاخت یکه تاز عشق
تیغ بی دریغ از میان کشید ۶
هر که اهل بود مرحمت فزود
وانکه جهل بود دل از او برید ۷
از سواد شب طره ات عیان
وی بیاض صبح در رخت پدید ۸
«حاجب » آنکه شد سرفراز عشق
خار خاریش درد و پا خلید ۹
در چمن شکفت نوگل امید ۱
شد غزال عدل در چمن چمان
گرگ هار ظلم از، رمه رمید ۲
دست حق برون شد ز آستین
پرده های وهم از میان درید ۳
زاغ و راغ هجر شد در آشیان
شاهباز وصل ز آشیان پرید ۴
ای منجم ار عالمی ببین
نجم شاه عشق بر فلک پدید ۵
رخش عزم تاخت یکه تاز عشق
تیغ بی دریغ از میان کشید ۶
هر که اهل بود مرحمت فزود
وانکه جهل بود دل از او برید ۷
از سواد شب طره ات عیان
وی بیاض صبح در رخت پدید ۸
«حاجب » آنکه شد سرفراز عشق
خار خاریش درد و پا خلید ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳ - دادن جان گرچه بر ابناء عالم شاق بود
گوهر بعدی:شماره ۶۵ - صبحدم مغ بچه گان صف در میخانه زدند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.