این متن عرفانی و ادبی، به ستایش و توصیف معشوق الهی میپردازد و با استفاده از استعارههایی مانند خورشید و ماه، زیبایی و کمال او را بیان میکند. شاعر تأکید میکند که همهچیز در جهان بازتابی از وجود معشوق است و هیچ چیزی خارج از اراده و قدرت او نیست. همچنین، از عشق به معشوق به عنوان بالاترین مرحله سیر و سفر روحانی یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از مفاهیم مانند قضا و قدر ممکن است نیاز به درک فلسفی و مذهبی داشته باشند که معمولاً در سنین بالاتر شکل میگیرد.
شماره ۵۴ - در ارض و سما غیر تو شمس و قمری نیست
وز شمس و قمر جز تو نشان و اثری نیست ۱
مادر مگرت بود قمر، شمس پدر زانک
غیر از تو، به حق شمس و قمر را پسری نیست ۲
قدت شجر طیبه حسنت ثمر اوست
طیب شجری چون تو و طاهر ثمری نیست ۳
در زیر و زبر معنی شمس و قمری تو
خالی ز تو یک نقطه زیر و زبری نیست ۴
در عالم جان سیر و سفر کن ز تنستان
چون بهتر از این مرحله سیر و سفری نیست ۵
در مرحله عشق تو بی پا و سرانند
پیش سر و پای تو به خط پا و سری نیست ۶
از مخبر صادق شنو احوال جهان را
اینجاست خبرها که در آنجا خبری نیست ۷
اندر پی دیدار تو صاحب نظرانند
نزد رخ زیبای تو صاحب نظری نیست ۸
گر هست قضا و قدری از قلم تست
ور نیست چنین هیچ قضا و قدری نیست ۹
شد نیشکر از خامه «حاجب » شکرستان
بهتر زنی خامه او نیشکری نیست ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.