خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق، اشک، دوری، و آرزوی وصال سخن میگوید. همچنین به مفاهیمی مانند صلح، عدالت، و تفاوتهای بین انسانهای سطحی و عارفان اشاره دارد. در پایان، شاعر از کشف حقیقت و وصال به معشوق الهی سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین برخی از اشارات فلسفی و اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۶ - ببین که عشق تو افروخت آتش اندر آب
ببین که عشق تو افروخت آتش اندر آب
مراست کشتی تن غرق اشک همچو حباب ۱
هوای کوی تو از سر نمیرود ما را
هزار، بار شویم آب اگر، به شکل حباب ۲
زبی حسابی ابنای روزگار افسوس
که سد باب حسابست رأیشان به حساب ۳
خران و گاو کجا آیت کلیم کجا
فغان که آب ندانند تشنگان ز سراب ۴
به بانگ چنگ بدل شد غریو جنگ چو داد
صلای صلح به عالم شه رفیع جناب ۵
کشید خیمه انسان بر آسمان تقدیر
که هست صلح و عدالت ورا عمود، و طناب ۶
ز جام ساقی باقی بنوش می «حاجب »
از آنکه شاهد واحد ز رخ کشید نقاب ۷
مراست کشتی تن غرق اشک همچو حباب ۱
هوای کوی تو از سر نمیرود ما را
هزار، بار شویم آب اگر، به شکل حباب ۲
زبی حسابی ابنای روزگار افسوس
که سد باب حسابست رأیشان به حساب ۳
خران و گاو کجا آیت کلیم کجا
فغان که آب ندانند تشنگان ز سراب ۴
به بانگ چنگ بدل شد غریو جنگ چو داد
صلای صلح به عالم شه رفیع جناب ۵
کشید خیمه انسان بر آسمان تقدیر
که هست صلح و عدالت ورا عمود، و طناب ۶
ز جام ساقی باقی بنوش می «حاجب »
از آنکه شاهد واحد ز رخ کشید نقاب ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵ - در کاسه دو چشم بود خون دل شراب
گوهر بعدی:شماره ۳۷ - صبح شد ساقیان مست و خراب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.