این متن یک پند اخلاقی و عرفانی است که در آن شاعر به مخاطب خود (پور) توصیههایی برای زندگی بهتر ارائه میدهد. او از مخاطب میخواهد که به جای نور نار (ظواهر فریبنده)، به عقل و خرد تکیه کند، از گناه و عصیان دوری کند، و از نوشیدن شراب که باعث تاریکی عقل میشود، پرهیز نماید. همچنین، شاعر هشدار میدهد که جهل مانند ماری در خانهای معمور است و باید از آن دوری کرد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دوری از شراب و عصیان ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
قصیده ۱۱۳ - پند بدادمت من، ای پور، پار
چون بگزیدی تو بر آن نور نار؟ ۱
غره مشو گر چه نیابد همی
بی تو نه بهرام و نه شاپور پار ۲
پشت گرانبار تو اکنون شدهاست
کامدت از بلخ و نشابور بار ۳
خانهٔ معموری و مار است جهل
مار درین خانهٔ معمور مار ۴
ز ایزد مذکور به عقلی، مکن
جز که به عقل، ای سره مذکور، کار ۵
دیو سیاه است تنت، خویشتن
از بد این دیو سیه دور دار ۶
پیرهن عصیان بنداز اگر
آیدت از بلعم باعور و عار ۷
خمر مخور، پور، که آن دود خمر
مار شود در سر مخمور، مار ۸
پیر پدر پار تو خواهد شدن
باز نیاید به تو، ای پور، پار ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.